مؤلف مجهول
234
تاريخ سيستان
چون يعقوب اندر گذشت ، عمرو و على هر دو برادر حاضر بودند ، عهد على و فرمان او روانتر بود بر سپاه ، ز آنچه عمرو بخشم بسيستان آمده بود و آنجا نو فرا رسيد [ ه ] . حديث همى رفت ميان دو برادر و سپاه دو روز ، روز سديگر [ 1 ] شاهين به تو كورثر بود [ 2 ] ، عمرو را گفت كه برادر تو ميگويد [ 3 ] . . . كه انگشترى از دست على فراستد و بعمرو داد عمرو كار بپذيرفت و سپاه رضا داد و على پشيمان شد بدان تأنى كه كرد . پس همه سپاه عمرو را بيعت كردند و عمرو نامه نبشت سوى معتمد بسمع و طاعت ، و رسول معتمد فرا رسيد نزديك يعقوب [ 4 ] و عهدى نو بر عمل حرمين و بغداد و فارس و كرمان و اصفهان و كوهها [ 5 ] و گرگان و طبرستان و سيستان و هند و سند و ما وراء النهر ، و گفت كه اين همه اسلام و كفر ترا داديم بر آن جمله كه هر سال ما را بيست بار هزار هزار درم فرستى ، و رسول احمد بن [ ابى ] الاصبع [ 6 ] بود ، عمرو آن عملها همه از رسول بپذيرفت ،
--> [ 1 ] در اين كتاب اين طرز مكرر است و بيهقى بجاى روز سديگر ، سديگر روز آورده است . و در متون پهلوى و بلعمى روز سديگر و سال سديگر است . [ 2 ] كذا . . . ؟ شاهين بن روسن ( روشن ؟ ) يكى از سالاران قديمى يعقوب است و از مردم « به تو » از روستاى « نيشك » بوده ، در صفحهء 207 اين كتاب مىگويد : « يعقوب به به تو رسيد بامداد بود و شاهين به به تو راه راه نمونى كرد » اما لفظ « كورثر - كورتز - كه ورتر - كه برتر - كه بزرگتر » معلوم نيست كدام است ، در يكى از صفحات اين كتاب كه بعد ميايد در جائى لفظ « كبور كندن » آورده و بعد از دقت معلوم شد مراد « كه به وركندن » بمعنى كه به بركندن است . در اينجا هم بعيد نيست كاف و واو « كورثر » از آن قبيل باشد ؟ و الله اعلم . [ 3 ] اينجا متاسفانه جملهاى در اصل نسخه از قلم ناسخ افتاده است و مطلب ناقص است ، ظاهرا مثل اينست كه برادران پس از مذاكره و گفتگو قرار بحكميت داده و عمرو در آن حكميت موفق شده است و سپس على از تأنى كه شايد در حبس و قيد عمرو كرده پشيمان آمده است . [ 4 ] ظاهرا يعقوب خطاى كاتب است و « عمرو » بايد باشد . [ 5 ] كوهها ، مراد جبال است كه ماه بصره و ماه كوفه ( دينور - نهاوند ) و همدان و زنجان و ما سبذان ( پشتكوه حاليه ) و رى و قم و مضافات آنها باشد و اين غير از جبال ( قهستان ) خراسان مىباشد كه قاينات و ترشيز و طبس باشد . [ 6 ] ط 3 - 3 ص 1932 : الاصبغ .